به شهادت یک هرزه توسط نشر نوگام منتشر می‌شود

یک ماجراجویی چهار ساله دارد به آخر می‌رسد. یک داستان دیگر می‌خواهد سفرش را در ذهن و زبان خوانندگانش آغاز ‌کند و من دوباره سرشار از اضطراب و شعف در آستانه‌ی این نقطه‌ی بی‌بازگشت ایستاده‌ام. در این روزهایی که در آن مرگ از زندگی حق‌تر است، در انتظار آن لحظه‌ی عجیب برملا...

بکشید ما را؛ فقط کمی یواش‌تر

قسمتی از یادداشت من در رادیو زمانه که در آن به نامه‌ی ۲۵۰ هنرمند تئاتر به وزیر ارشاد پرداخته‌ام. «ما ممیزی را رعایت کرده‌ایم» فقط یک کرنش ساده در مقابل حضرت سانسور نیست. یک سند از همدستی است بین سانسورچی و سانسورشونده. یک شاهد از نوعی از بودنِ دستکاری‌ شده – به اختیار...

شروع فعالیت در صفحه‌ی جدید اینستاگرام + داستانخوانی

مدتیه که صفحه‌ی جدیدی رو در اینستاگرام راه انداختم و فعالیت‌های فرهنگی‌ام رو به صورت جدی‌تر پیگیری می‌کنم. این هم از آدرس این صفحه‌ی جدید: https://www.instagram.com/aminansari.page/ صفحه‌ی جدید من در اینستاگرام آنها هیچ از بهشت نمی‌دانند در اولین ویدیویی که در این...

چگونه داستان بنویسم؟: درس‌های استیفن کینگ درباره‌ی نوشتن

این روزها زندگی کمتر به من اجازه‌ی نوشتن می‌دهد. داستان به کنار، به بلاگ‌نویسی هم نمی‌توانم فکر کنم. با این‌ حال دلخوشم به کتاب‌های صوتی و مخصوصا کتاب‌های صوتی به زبان اصلی که می‌شود در راه رسیدن به محل کار یا خانه بهشان گوش داد و کمبود‌ها را جبران کرد. غرض از نوشتن...

یادداشتی برای «سه رخ» آخرین ساخته‌ی جعفر پناهی

ویدیویی از مرضیه دختری از روستایی در آذربایجان به دست جعفر پناهی (با بازی جعفر پناهی) می‌رسد که در آن دختر اقدام به خودکشی می‌کند. در این ویدیو که در آغاز فیلم سه رخ، آخرین ساخته‌ی پناهی به صورت کامل نمایش داده می‌شود، مرضیه ادعا می‌کند که بارها با بازیگر مشهور سینما...

کاش داور سوت اول را بزند | برای کازرون

هر کس به چیزی دلخوش است دیگر. یکی به دیدن عکس ماشین‌های لوکس، یکی دار و درخت، یکی غذا، یکی قوس کمر، یکی نور، یکی خون. نمی‌شود از آدم‌ها خواست میل‌شان به چیز دیگری بکشد که. آدم مگر چند بار زنده است؟ کاش داور… حالا که خوب است. شب خاکسپاری مایکل را نمی‌دانم یادتان...

موبی: یک جشنواره‌ی فیلم خانگی

پیش‌نوشت: وقتی پای سینما وسط باشد، من را می‌شود در دسته‌ی فراریان از هالیوود و مخصوصا گونه‌ی صرفا تجاری‌ هالیوود جا داد؛ از آن‌هاش که خودشان‌ هم وقت چندانی برای پیداکردن فیلم‌های مستقل خوب، مخصوصا فیلم‌های مستقل خوب غیرانگلیسی‌‌زبان ندارند. این می‌شود که به خاطر احساس...

چند خطی علیه سانسور

به مناسبت روز مبارزه علیه سانسور هفت سال پیش خبر دادند دو کتابم اصلاحیه خورده‌اند؛ یکی‌شان جزیی، یکی‌شان کلی. اول نشستم به اصلاح‌کردن. بعد رفتم توی فکر و دست کشیدم. با خودم پراندم نوشتن بی‌فایده‌ است، ادبیات کشک است، داستان باد معده‌است وقتی نتوانی حرف را تمام و کمال...

سعی کن دردسر باشی |‌ معرفی «نبرد» اثر کارلوس فوئنتس

پیشنوشت: پیشتر هم در یادداشتی که برای معرفی کتاب باغ همسایه اثر خوزه دونوسوی شیلیایی نوشتم، به شباهت تجربه‌ی آمریکای لاتین و خاورمیانه و به خصوص تجربه‌ی ایران در فرآیند گذر از دیکتاتوری، انقلاب و جمهوریت اشاره کردم. و گفتم که چرا در خلاء ادبیاتی که ما و روزگار ما را...

معرفی کتاب کار روشنفکری

پیش‌نوشت: یکی دو هفته‌ی قبل پروژه‌ی کوچکی را در راستای صحبت پیرامون مسئله‌ی روشنفکری، روشنفکران و این لعن و نفرینی که حکومت‌های خودکامه از یک طرف و بخشی از مردم از طرف دیگر نثارشان می‌کنند، شروع کردم. پروژه‌ای که به شکل چند نوشته درخواهد آمد. در پست قبلی‌ام که در آن...